با توجه به اینکه اینجانب از اداره آموزش به اداره امور هیات علمی منتقل شده ام لذا همکاران میتوانند ادامه مطالب اینجانب را در آدرس ذیل مشاهده و پیگیری نمایند. با تشکر خوشنویس

www.ha-razi.blogsky.con


راهنمای نگارش مقالات مروری

نوشتن مقاله مروری به قول قدیمی ها کاری سهل و ممتنع است یعنی هم آسونه هم سخته. آسونه چون لازم نیست که یک پژوهش اصیل انجام بدیم سخته چون تسلط خوبی  روی موضوع لازم داره. از اینکه بگذریم برای نوشتن مقاله مروری به این نکته ها توجه کنید

نکته اول: همونطور که احتمالا می دانید مقاله مروری در واقع جمع بندی نظرات سایر محققین درباره یک موضوع است که ممکنه نویسنده بخواهد نظرات انتقادی یا تحلیلی خود رو هم به اون اضافه کن بنابراین  گام های زیر  لازم است:

گام اول: حرکت از پیرامون به مرکز یا غربال قیفی مطالب: یعنی اینکه ابتدا متون کلاسیک یا کتابهای اصلی  مربوط به موضوع را با دقت بخونید به خصوص ارجاعاتی که نویسنده داده رو توجه کنید بعد یک لیست طولانی از همه مقالاتی که به موضوع مرتبط پیدا می کنه تهیه کنید .  تا میتونید کامل باشه.  یادتون باشه در مقالات مروری زمان انتشار مقالات مهم نیست. مهم تعداد ارجاعات به مقالات است یعنی وقتی که دارید لیست رو تهیه می کنید از نظر زمانی محدود نکنید

گام دوم: چکیده ها را رو به دقت بخونید و اونهایی که  مطمئنید مرتبط نیست رو حذف کنید

گام سوم: ارجاعات مقالات را فهرست کنید و ارجاعاتی که بیشترین تکرار را داشته اند مشخص کنید

گام چهارم: حالا لیست جدیدی از مقالات رو تهیه کنید که ترتیب این مقالات مقالاتی هستند که بیشترین ارجاعات رو داشته و انتهای لیست اونهایی هستند که کمترین ارجاع رو داشته اند

گام پنجم: مقالاتی که در گام چهارم  لیست کرده اید رو پیدا کنید و با دقت بخونید و اونها رو خلاصه کنید برای این کار سعی کنید جدول یا دیاگرام هایی رو تهیه کنید که بتونه به نحوی مطالب و محتویات مقالات رو دسته بندی کنه

گام ششم: حالا می تونید مقاله مروری را براساس گام پنجم بنویسید. چنین مقاله حتما ارزش چاپ تو نشریات معتبر رو پیدا میکنه

مطمئنم حالا قبول می کنید که این کار کار سختیه !

نکته دوم: دوباره تاکید می کنم یک مقاله مروری خوب فقط مروری بر دانسته های ما یا مقالات در دردست ما یا حتی مروری بر مقالات چاپ شده به ترتیب تاریخ نیست بلکه یه مقاله مروری خوب باید بتونه حدود دانش محققان رو در یک موضوع جمع بندی و خلاصه کنه من میگم نقشه دانش رو در اون زمینه بکشه. این کار وقت زیادی رو در طی زمان نسبتا طولانی  می گیره برای همین نشریات معتبر نگارش این مقالات رو به افراد مجرب یعنی کسانیکه بطور مرتب در اون حوزه دانشی کار کرده اند و مقالاتی داشته اند محول میکنه.

نکته سوم: احتمالا با حرفهای بالا کاملا نامید شده اید! اما نگران نباشید . مجلاتی که اعتبار کمتری دارند نگارش این مقالات رو از دانشجویان یا محققان آماتور هم می پذیرند

و بالاخره درس اخلاقی من:

توصیه می کنم نگارش مقاله مروری رو در مورد فقط موضوع پایان نامه تون حتما انجام بدید چون:

یک - باعث می شه اشراف خوبی نسبت به موضوع پیدا کنید در ضمن یک فصل از پایان نامه هم نوشته می شه ( البته به شکلی گفتم نه اینکه فقط کپی کنید)

دوم- تجربه نگارش یک مقاله رو پیدا می کنید و می تونید با مجلات ارتباط برقرار کنید که این کار برای نگارش مقاله اصلی پایان نامه بسیار موثره

(یه سری هم به این لینک بزنید)

موفق باشید

کلیات و چگونگی تعیین شرح وظایف اعضاء هیئت علمی

توسعه نیروی انسانی بدون توجه به اعضای هیئت علمی و تبدیل آنها از عناصر مستقل به عناصر موثر و بدون افزایش کارایی و در عین حال حفظ و ارتقاء انگیزه، نشاط و نوآوری آنها امکان پذیر نخواهدبود.

 دستیابی به توسعه ای پایدار و مداوم در وحله اول منوط به باور داشتن نیاز به این توسعه در بین اعضای هیئت علمی و نیز در بین تصمیم گیران آموزشی و پژوهشی کشور است. در توسعه نیروی انسانی در بخش های آموزشی و پژوهشی هماهنگی بین نیازهای دانشگاهها و دانشکده های علوم پزشکی و موسسات وابسته که بر اساس برنامه راهبردی دانشگاه، دانشکده، موسسه  گروه بدست آمده باشد و نیز وظایف فرد به عنوان عضو هیئت علمی از ضرورتها است.

در ادامه و به منظور اختصار به جای دانشگاهها/ دانشکده های علوم پزشکی و موسسات وابسته از کلمه دانشگاه استفاده خواهد شد.

طیف گسترده وظایف عضو هیئت علمی در هفت حیطه آموزش، تحقیق و پژوهش، توسعه فردی، فعالیت های اجرایی و مدیریتی، ارائه خدمات درمانی و ارتقاء سلامت و فعالیت های تخصصی در خارج از دانشگاه می باشد. این حیطه ها عبارتند از:

1-   آموزش:

شامل تدریس دروس نظری، عملی، کارگاهی، آزمایشگاهی و آموزش بالینی خواهد بود. قبول مسئولیت استاد راهنما یا مشاور دانشجویان، سرپرستی پایان نامه ها، تدریس و یا شرکت در کنفرانس های آموزشی گروه، تدوین و طراحی برنامه های درسی و آزمایشگاه، بازنگری برنامه های آموزشی و دروس، طرح روشهای امتحانی و برگزاری امتحانات، شرکت در برنامه های آموزشی عموم مردم، تولید نرم افزارها و لوح های فشرده چند رسانه ای نیز از جمله فعالیت های آموزشی یک عضو هیئت علمی خواهد بود.

 

2-  تحقیق و پژوهش:

فعالیت های تحقیقاتی شامل بررسی اولویت های پژوهشی، اجرای طرح های پژوهشی، راه اندازی آزمایشگاه های تحقیقاتی، ارائه مقاله در سمینارها و همایش های داخلی و خارجی، چاپ و انتشار مقالات، کتب علمـی و ترجمه کتب، اختراع و ابتکار جدید و ارائه فعالیت های نوین در حیطه های مختلف می باشد. در این ارتباط همکاری با مراکز و موسسات آموزشی و پژوهشی و صنایع داخلی و خارجی و ارائه طرح های مشترک و اخذ گرانت و جذب منابع مالی خارج از دانشگاه باید مدنظر قرار گرفته شود.

داروی مقالات، طرح ها و پایان نامه های پژوهشی و ویراستاری مجلات و کتب علمی از مقولات دیگر فعالیت های پژوهشی است.

  

3- توسعه فردی:

تلاش به منظور افزایش توانایی های فردی(دانش و مهارت ها) یک عضو هیئت علمی که عهده دار مسئولیت های مدرس، پژوهشگر، درمانگر و حفظ سلامت جامعه خواهد بود، می باشد. اعضای هیئت علمی می باید براساس نتایج حاصل از ارزشیابی سالیانه خود سعی در برنامه ریزی به منظور رفع کاستی های احتمالی و از بین بردن نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت و نیز به روز نمودن آگاهی های عمومی و تخصصی خود بنمایند. در این ارتباط گذراندن دوره های کوتاه مدت و میان مدت داخلی و خارجی، شرکت در همایش ها و کارگاه های مختلف و آموزش از راه دور باید در نظر گرفته شود. عضو هیئت علمی موظف است در سنوات مشخص شده رتبه علمی بالاتر را کسب نماید و علاوه بر ارتقاء دانش فردی مهارت های لازم را جهت انتقال دانش خود به فراگیران را کسب نماید.

 

4- فعالیت های اجرایی و مدیریتی:

با توجه به ساختار دانشگاهها در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، پذیرش مسئولیت های اجرایی و مدیریتی یکی از وظایف مهم اعضای هیئت علمی که توانایی این امر را دارند می باشد. در این ارتباط قبول مسئولیت های مختلف در بخش، گروه، دانشکده، بیمارستان و دانشگاه، عضویت در شوراها و کمیته های مختلف، قبول مسئولیت در حوزه های ستادی وزارت متبوع و شوراها و مجامع آن، مشارکت در برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک از اهم این وظایف می باشد.

 

5-  ارائه خدمات درمانی و ارتقاء سلامت:

در دانشگاهها و دانشکده های علوم پزشکی برخی از اعضای هیئت علمی وظیفه مستقیم ارائه خدمات درمانی را بر عهده دارند، ولی بطور کلی اعضای هیئت علمی این دانشگاهها به نحوی در ارتقاء سلامت جامعه نقش دارند. در ارتباط با ارائه خدمات درمانی، انجام برنامه های ویزیت بیماران در بخش و درمانگاه، انجام عمل های جراحی مختلف، شرکت در تیمهای جراحی، انجام مشاوره های پزشکی، انجام امور پاراکلینیکی مختلف(شامل فعالیتهای آزمایشگاهی، رادیولوژی، اندوسکوپی، اعمال تشخیصی قلب و عروق و...) و شرکت در برنامه های کشیک شبانه(آنکالی) از اهم این فعالیت ها می باشند.

 

6-     فعالیت های تخصصی در خارج از دانشگاه:

ارائه خدمات غیر مستقیم در ارتباط با تخصص و شغل فرد با انتظاری که از او می رود در این حیطه قرار می گیـرد. این خدمـات می تواند به موسسـه آموزشـی و یا جامعـه ارائه گردد. از این فعالیت ها می توان مشارکت در انجمن ها و گروه های حرفه ای، ارائه خدمات مشاوره ای علمی و تخصصی به جامعه، شرکت در گردهمایی ها و مواردی از این قبیل را نام برد.

  

چگونگی تعیین شرح وظایف اعضاء هیئت علمی

وظایف سالانه عضو هیئت علمی بر اساس سیاستها و راهبردهای دانشکده و دانشگاه طی جلسه ای در شروع سال تحصیلی با مدیر گروه آموزشی(حسب وضعیت با رئیس بخش) تعیین می گردد. مبنای این جلسه تفاهم است اما در صورت عدم تفاهم، نظر مدیر گروه قطعی خواهد بود. در این جلسه مشخص خواهد شد چه میزان از اوقات عضو هیئت علمی صرف هر یک از فعالتهای شش گانه فوق خواهد گردید و نوع مسئولیتها در خصوص وظایف آموزشی، پژوهشی، خدمات درمانی و سایر حیطه ها دقیقاً مشخص خواهند گردید. در تعیین شرح وظایف عضو هیئت علمی موارد زیر مدنظر قرار خواهد گرفت.

این وظایف متناسب با سوابق خدمت در دانشگاه، مرتبه دانشگاهی، تعداد فراگیران و واحدهای موظف گروه در سال تحصیلی در نظر گرفتن تعداد مناسب فراگیر در گروه آموزش گیرنده با توجه به روش تدریس و معادل سازی بر اساس فعالیت های مختلف عضو هیئت علمی در هریک از حیطه ها خواهد بود. وزن هر کدام از حیطه ها بر اساس نیازسنجی گروه و دانشکده مربوطه و بر اساس برنامه ریزی راهبردی گروه، دانشکده و دانشگاه خواهد بود. بدیهی است که یک عضو هیئت علمی آموزشی باید بیشترین فعالیت را در حیطه آموزشی ارائه نماید.

 در نتیجه حسب مسئولیتی که از وظایف شش گانه فوق یا تلفیقی از آن به عضو هیئت علمی داده می شود(اعم از عضو هیئت علمی گروه، رئیس بخش، مدیر گروه) وظایف وی تعیین می شود. مثلاً از عضو هیئت علمی عمدتاً انتظار آموزش، پژوهش و درمان و از مدیر گروه علاوه بر موارد قبل عمدتاً مدیریت انتظار خواهد رفت.

برپایش حضور فیزیکی اعضاء هیئت علمی تاکید می گردد. این پایش متناسب با امکانات دانشکده، بیمارستان و گروه و با رعایت شئون دانشگاه و اعضای هیئت علمی و به نحو مناسب انجام گیرد.

  

جمع آوری مستندات

با توجه به موارد پیشگفت و پس از تفاهم در مورد شرح وظایف یک عضو هیئت علمی در طی سال تحصیلی، عضو هیئت علمی اقدام به جمع آوری مستندات برای انجام فعالیتها در هریک از حیطه های شش گانه خـواهد کرد. این مستنـدات می تواند شـامل موارد زیر باشـد اما منحصـر به اینها نیست و می تواند موارد دیگری را که دانشگاه تعیین می کند را نیز در بر بگیرد.

 

1-   آموزش

-         ارائه برنامه تدریس کلاسهای نظری و عملی و در صورت ارتباط شامل آموزش بالینی(بیمارستانی- درمانگاهی) و فیلد که توسط وی تدریس شده با ذکر نوع روش آموزشی و تعداد فراگیران و نحوه ارزیابی آنان که به گواهی رئیس بخش و مدیر گروه مربوطه رسیده باشد.

-         تدوین Course Plan و ارسال یک نسخه به دانشکده و توجیه فراگیران در شروع هر کلاس

-         ارائه متون آموزشی و یا نوارهای آموزشی صوتی یا تصویری یا لوح های فشرده آموزشی

-         مستنداتی که حاکی از دستیابی فراگیران به اهداف آموزشی اعلام شده درس مربوطه باشد.

-         مستنداتی که حاکی از در دسترس بودن عضو هیئت علمی برای فراگیران در طول دوره آموزشی برای پاسخگویی به سؤالات آنها باشد.

-         ابداع و نوآوری در فعالیت های آموزشی.

-         ارائه نتایج ارزیابی فراگیران از نحوه تدریس عضو هیئت علمی.

-         لیست و شرح دروسی که نحوه تدریس آنها توسط عضو هیئت علمی مورد بازنگری قرار گرفته و تغییر کرده است.

-         لیست ساعات و عناوین تدریس شده در دوره های آموزش مداوم همراه با ذکر روش آموزشی

-         گزارش فعالیت های مشاوره ای برای فراگیران.

-         ساعات حضور در برنامه های آموزشی گروه( ژورنال کلاب، گزارش صبحگاهی، گراند راند، گرازش مرگ و میر...) و نحوه فعالیت در آنها.

-         تعداد و عناوین و مقاطع تحصیلی پایان نامه هایی که تحت سرپرستی عضو هیئت علمی در مقاطع زمانی یکسال به پایان رسیده و یا در دست اجرا می باشند.

 

2-  تحقیق و پژوهش

-         اعلام فعالیت های پژوهشی خود به مدیر گروه و از آن طریق به دانشکده در ابتدای سال تحصیلی.

-         تعداد و عناوین مقالات چاپ شده در مجلات پزشکی با ذکر نوع مجله(داخلی- بین المللی) همراه با کپی مقاله.

-         تعداد و عناوین خلاصه مقالات ارائه شده در همایش ها و مجامع داخلی و خارجی همراه با کپی خلاصه مقالات.

-         کتاب یا فصل کتاب تالیف یا تدوین یا ترجمه شده.

-         طرح های پژوهشی مصوب در حال اجرا با ذکر درصد تقریبی پیشرفت و میزان اوقاتی که صرف آنها در طی یکسال شده است.

-         اختراعات و اکتشافات همراه با گواهی تایید آن.

-         در مدت معین پس از پایان سال تحصیلی امتیازات مربوط به فعالیت های پژوهشی فوق پس از محاسبه توسط دانشکده به عضو هیئت علمی منعکس خواهد شد.

 

3- توسعه فردی:

-         گواهی شرکت در دوره ها، سمینارها، همایش های تخصصی و کارگاه های مختلف.

-         ساعاتی که عضو هیئت علمی صرف مطالعه در رشته تخصصی مربوط خود در هر ماه نموده است.

-         میزان استفاده و نحوه آموزش از روشهای از راه دور.

-         گواهی استفاده از فرصت های مطالعاتی داخل یا خارج کشور برابر ضوابط مصوب.

-        ارائه گزارش اقدامات انجام شده برای برطرف کردن نقاط ضعف در ارزشیابی و تقویت نقاط قوت.

-         ارائه تاییدیه ارتقاء به مرتبه بالاتر(در صورت ارتقاء).

 

4- فعالیت های اجرایی و مدیریتی:

-         ارائه احکام مسئولیتهای هر عضو هیئت علمی در بخش، گروه آموزشی، دانشکده یا دانشگاه.

-         ارائه احکام مسئولیتهای خارج از دانشگاه.

-         ارائه ساعات صرف شده در هر ماه جهت فعالیت های اجرایی به گواهی مسئول وی.

-         ارائه ساعات صرف شده در هر ماه جهت شرکت در کمیته ها و شوراهای مختلف.

 

5-  ارائه خدمات درمانی و ارتقاء سلامت:

-         میزان ساعت صرف شده در هر ماه برای ارائه خدمات درمانی( ویزیت بیماران، اتاق عمل، انجام روشهای تشخیصی و درمانی مختلف ...) و نحوه انجام آن طبق گواهی مدیر گروه و معاون آموزشی بیمارستان.

-         تعداد کشیک ماهیانه در هرماه و نحوه انجام آن طبق گواهی مدیر گروه و معاون آموزشی بیمارستان.

-         تعداد روز حضور در درمانگاه همراه با ساعات آن در هر جلسه( به تفکیک آموزشی و غیر آموزشی) طبق گواهی مدیر گروه و معاون آموزشی بیمارستان.

-         میزان و نحوه مشارکت در برنامه های ارتقاء سلامت.

 

6-  فعالیت های تخصصی در خارج دانشگاه:

-         عضویت در هیئت ممتحنه دانشنامه و گواهینامه تخصصی و سایر امتحانات کشوری مرتبط.

-         عضویت و شرکت در مجامع علمی تخصصی کشوری و بین المللی اعم از انجمن های علمی داخل یا خارج از کشور، فرهنگستان و ...

-         تعداد و ساعات سخنرانی های عمومی در زمینه های علمی و تخصصی مربوطه در صدا و سیما و سایر مجامع.

-         لیست مقالات منتشر شده در نشریات عمومی و روزنامه ها در رابطه با موضوعات پزشکی.

-         ارائه گواهی فعالیت های فوق به مدیر گروه و دانشکده.

  

ب- کلیات و چگونگی ارزشیابی و نحوه پایش فعالیتهای اعضاء هیئت علمی آموزشی دانشگاهها و دانشکده های علوم پزشکی و مؤسسات وابسته وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی:

 

1- بررسی مستندات و اعلام امتیاز کسب شده:

قبل از شروع هر سال تحصیلی هر عضو هیئت علمی مستندات خود در زمینه فعالیتهای انجام شده در حیطه های مختلف در سال تحصیلی گذشته را به مدیر گروه تحویل می دهد. مدیر گروه مسئولیت بررسی این مستندات را دارد. در گروههای آموزشی بزرگ(تعداد بیش از 10 نفر) این مسئولیت بر عهده یک شورای 3 تا 5 نفره که با انتخاب اکثریت اعضای گروه آموزشی مربوطه تعیین می شوند، خواهد بود: رئیس این شورا را مدیر گروه آموزشی وی بر عهده دارد. بررسی امتیاز کسب شده توسط خود مدیر گروه بر عهده شورای پیشگفت و در گروههای آموزشی کمتر از 10 نفر بر عهده شورایی متشکل از معاون گروه، یک عضو هیئت علمی همان گروه به انتخاب اکثریت اعضای گروه آموزشی مربوط و یکی از معاونین دانشکده خواهد بود.

            مدیر گروه یا شورای ذکر شده نسبت به محاسبه میزان فعالیتها و امتیاز بندی مستندات هر عضو هیئت علمی اقدام خواهد کرد. در امتیاز بندی باید توجه داشت که هر فرد بر اساس شرح وظایفی که قبلاً به وی اعلام شده و بر اساس گزارش های خود و گواهی های ارائه شده امتیاز می گیرد و این امر باعث می شود تا حقوق اکثریت در قبال ستاره های علمی در هر گروه پایمال نگردد.

            اساس این امتیاز بندی و معادل سازی فعالیتهای یک عضو هیئت علمی در حیطه های مختلف توسط معاونت آموزشی و امور دانشگاهی ابلاغ خواهد شد.

            ظرف مدت مشخص، نتایج امتیاز کسب شده توسط مدیر گروه به هر عضو هیئت علمی اعلام می شود. در گروههایی که مسئولیت بررسی مستندات بر عهده شورای منتخب گذاشته شده، این شورا نتایج را به مدیر گروه اعلام می کند و مدیر گروه پس از بررسی گزارش شورا، نتیجه را در جلسه ای حضوری به اطلاع عضو هیئت علمی می رساند. در این جلسه عضو هیئت علمی چنانچه نتیجه امتیاز بندی را قبول داشت با امضای صورتجلسه مربوطه، بر نتایج امتیاز بندی صحه می گذارد و در صورتیکه در خصوص امتیاز بندی اعتراض داشت اعتراض خود را کتباً به مدیر گروه اعلام می کند.

            اعتراضات اعضای هیئت علمی در کمیته ای که با حضور مدیر گروه، سه نفر عضو هیئت علمی از همان گروه آموزشی و یک نفر از معاونین دانشکده به نمایندگی از طرف رئیس دانشکده و با حضور، عضو هیئت علمی معترض تشکیل می گردد، بررسی خواهد شد. با رای اکثریت اعضای کمیته(و در غیاب عضو هیئت علمی معترض) امتیاز نهایی مشخص و تصمیم این کمیته قطعی خواهد بود.

            مدیر گروه موظف است در مدت مشخص نتایج نهایی امتیازات کسب شده توسط اعضای هیئت علمی گروه را به دانشکده جهت اقدام مقتضی ارسال نماید.

 

2- نحوه ارزشیابی:

شاید پیچیده ترین نوع ارزشیابی آموزشی، ارزشیابی یک عضو هیئت علمی باشد. علت این پیچیدگی در ارتباط با نحوه استفاده از وسایل و روشهای ارزشیابی موجود و نوع این روشها و اختلاف نظر در مورد پایایی و روایی آنها و در عین حال اهمیت نتایج حاصل در این نوع ارزشیابی است. بهمین دلیل در این ارزشیابی استفاده از همه منابع اطلاعاتی موجود برای کاستن از خطاها ضروری است.

 

برای یک فرآیند ارزشیابی منطقی چهار مرحله قابل تصور است:

1-     تعیین معیارهای یک مدرس خوب

2-     داشتن استانداردهای عملکرد بر اساس این معیارها

3-     جمع آوری داده های متناسب با استانداردهای عملکردی فوق الذکر

4-     تلفیق داده ها با یکدیگر به منظور دستیابی به یک قضاوت نهایی

 

در خصوص معیارهای یک مدرس خوب و استانداردهای عملکردی مبتنی بر آن اختلاف نظرهای فراوانی وجود دارد اما به عنوان استانداردهای اصلـی برای ارزشیابـی اعضای هیئت علمی از نظر آموزشـی می توان به این استانداردها اشاره کرد:

1-     تعهد اعضای هیئت علمی در رابطه با فراگیران و یادگیری آنها

2-     دانستن نحوه صحیح تدریس و چگونگی آموزش مباحث به فراگیران

3-     عهده دار بودن مسئولیت ایجاد و هدایت یادگیری فراگیران در محیط های یادگیری مختلف

4-     بررسی مداوم پیشرفت تحصیلی فراگیران و تجزیه و تحلیل نتایج آن

5-     تطبیق روشهای آموزش خود در جهت بهبود میزان یادگیری فراگیران

6-     تعهد مدرسین در مقابل ارتقاء مداوم و رشد حرفه ای خوش

7-     نمایش درجه بالایی از تخصص گرایی(Professionalism)

 

طراحی سیستم ارزشیابی استاد:

برای طراحی سیستم مناسب ارزشیابی در هر موسسه آموزش عالی باید به نکات زیر توجه داشت:

1-     سیستم ارزشیابی باید نمایانگر ارزشها و اولویتهای موسسه آموزش عالی باشد. هر موسسه آموزش عالی رسالتهایی را بر عهده دارد. سیستم ارزشیابی باید دقیقاً در این راستا تعریف شده باشد که آیا موسسه آموزش عالی به رسالتهای خود دست یافته یا خیر. همچنین در هر موسسه آموزش عالی ارزشهایی مورد احترام هستند که در نظام ارزشیابی باید به این ارزشها بها داد.

2-     باید هر یک از اعضاء هیئت علمی در طراحی و سازمان دهی سیستم ارزشیابی نقش داشته باشند.

3-     سیستم ارزشیابی باید برای رشد و توسعه فردی اعضای هیئت علمی و فراهم آوردن اطلاعات لازم جهت تصمیم گیری های شخصی آنها نیز کار آمد باشد. بنابراین نتایج آن باید برای هریک از آنها قابل وصول باشد و به نحوی طراحی شده باشد که نقاط قوت و ضعف هر فرد را به وی بنمایاند.

4-     سیستم ارزشیابی باید این قدرت را داشته باشد که اطلاعات و داده های واصله از منابع متعددی که ناشی از طیف گسترده فعالیتهای متصور برای یک عضو هیئت علمی است را پوشش دهد.

5-     سیستم ارزشیابی باید قابل اعتماد باشد و امکان اشتباه در آن به حداقل برسد.

 

تاکید بر استفاده از مستندات به جای تاکید بر شناختهای فردی می تواند در این راستا راه گشا باشد.

 

نکات اصلی و کلیدی در سیستم های ارزشیابی استاد:

در مدیریت رسالتمدار تمام فعالیتها و از جمله ارزیابی در موسسات آموزشی باید به نحوی طراحی و اجرا گردد که مدیریت موسسه را از میزان وصول به اهداف و رسالتهای موسسه، آگاه سازد و در عین حال خود به ابزاری برای ایجاد انگیزه در بین اعضای هیئت علمی آن موسسه درآید که آنها را تشویق به فعالیت بیشتر در راستای اهداف آن موسسه بنماید.

            در حال حاضـر از وضعیت نابهنجـار نبود سیستم ارزیابی در دانشگاهها در حال گذار به مرحله تاسیس این سیستم ها و بکارگیری آنها هستیم و بکارگیری درست و با برنامه ریزی صحیح سیستم ها و بکارگیری آنها هستیم و بکارگیری درست و با برنامه ریزی صحیح سیستم های ارزیابی می تواند باعث بهبود کیفیت آموزش، پژوهش و خدمات به عنوان سه رسالت اصلی دانشگاهها گردد. بعضی از نکات مهمی که می تواند ارزیابی را به ابزاری کارآمد و قابل اعتماد در دانشگاه مبدل کند به این شرح هستند.

 

1-  روشن نمودن شرح وظایف عضو هیئت علمی

اگر عضو هیئت علمی از ابتدا بدرستی و به صورت شفاف و دقیق بداند که چه چیزی از او خواسته شده و چه چیزی مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت خواهد توانست خود را با اهداف و رسالتهای دانشگاه تطبیق دهد و ارزیابی او مفهوم روشنی خواهد داشت. در حال حاضر در بسیاری از دانشگاهها از عضو هیئت علمی توقع می رود که خودش وظایف خودش را بشناسد. همچنین بین مدیران دانشگاه(که ارزیابی عضو هیئت را بر عهده دارند.) و عضو هیئت علمی، بر سر اینکه دقیقاً وظیفه هیئت علمی در یک مقطع زمانی چیست تفاهمی صورت نمی پذیرد و همین امر باعث می شود که ارزیابی کننده چیزی را مورد ارزیابی قرار دهد که عضو هیئت علمی آن را اصولاً وظیفه خود نمی دانسته است.

 

2- تاثیر نتایج ارزیابی در نظام تشویق، پاداش و نوع استخدام در دانشگاه

                دانشگاهها امکانات متعددی برای پاداش و تشویق اعضای هیئت علمی خود دارند که بدرستی مورد استفاده قرار نمی گیرد و نتایج ارزیابی اعضای هیئت علمی ندرتاً در چنین تصمیم گیری هایی مدنظر قرار داده می شود. برای ارائه بورس های تحصیلی، افزایش حقوق ها و ارتقاهای عرضی عضو هیئت علمی معمولاً مکانیزم هایی غیر از ارزیابی در نظر گرفته می شوند و همین باعث می شود که عضو هیئت علمی به جای اینکه دنبال بهبود کیفیت عملکرد خود باشد، در پی یافتن راه حل های دیگری باشد. بکارگیری اعضای هیئت علمی با استخدام قطعی هر چند می تواند نوعی اطمینان خاطر برای اعضای هیئت علمی فراهم آورد و در نتیجه مشوق آنها باشد اما از سوی دیگر خود این امر می تواند منجر به از بین رفتن انگیزه ها و نداشتن نشاط و عدم ارتقای طولی و عرضی اعضای هیئت علمی شود. در بعضی از کشورها برای جلوگیری از افت فعالیتهای یک عضو هیئت علمی، استخدام قطعی را تنها با کسب امتیازات لازم دانشیاری ممکن ساخته اند و یا استخدام قطعی را منحصر به مناطق محرومی کرده اند که امکان جذب هیئت علمی دائم در آنها کمتر است و در عوض با ارزشیابی های سالیانه نسبت به تمدید قرارداد سالیانه و یا دوسالانه با اعضای هیئت علمی خود اقدام کرده اند تا بدین وسیله انگیزه و نشاط لازم را در بین اعضای هیئت علمی خود حفظ نمایند.

 

3- توجه به آموزش:

در نظام ارزیابی باید به فعالیتهای آموزشی عضو هیئت علمی بهای مناسبی داده شود، چون در بین سه رسالت اصلی دانشگاهها، آموزش جایگاه محوری دارد و فرق دانشکده با پژوهشکده و دانشکده با موسسات خدماتی در این محوریت است. کیفیت آموزشی و اوقاتی که مدرس برای آماده سازی خود برای تدریس وقت صرف می کند و آموزش دروس بالینی، از اموری هستند که ارزیابی آنها چندان آسان نیست و به همین دلیل در ارزیابی های فعلی چندان مد نظر قرار نمی گیرد. فعالیتهای چشمگیر آموزشی و خلاقیتهای فردی در این حیطه باید به خوبی تشویق شوند تا باعث افزایش خلاقیتها و انگیزه ها در حیطه آموزشی گردند.

 

 4- ارزیابی مدیران:

                در یک نظام ارزیابی همانگونه که عضو هیئت علمی باید پاسخگوی مدیران در اجرای صحیح شرح وظابف ابلاغی باشد، مدیران نیز باید پاسخگوی اعضای هیئت علمی در کارآمدی و فراهم آوردن امکانات کافی برای موسسه، توزیع صحیح بودجه ها، برنامه ریزی راهبردی، جلب مشارکت اعضای هیئت علمی و خلاصه هر آنچه که وظیفه یک مدیر در سیستم آموزش عالی است باشند. اعضای هیئت علمی نیز باید بتوانند مدیران خود را ارزیابی کنند و نتایج این ارزیابی در روند پاداش مدیران نقش آفرین باشد.

 

5- عدم توجه به بیش از حد پژوهش:

در ارزیابـی اموری که قابل تشخیص هستنـد معمـولاً ناخودآگـاه بیشتـر مـورد توجـه قرار می گیرند. فعالیتهای پژوهشی هر عضو هیئت علمی با تعداد مقالات چاپ شده، ارائه گزارش در مجامع علمی، تالیف کتاب، تعداد طرح پژوهشی مصوب و... به آسانی سنجیده می شوند. این امر به صورت ناخودآگاه باعث شده در نظام ارزیابی فعلی به جای محوریت آموزش، به پژوهش محوریت داده شود. حتی اعضای هیئت علمی جدید نیز از همان ابتدا به جای تلاش برای فراگیری مهارتهای لازم برای تدریس بدنبال فعالیتهای پژوهشی هستند تا راحت تر ارتقاء پیدا کنند و این امر یکی از علل افت آموزش به ویژه در سالهای اخیر می باشد و لازم است به این حیطه  در حد خود بها داده شود.

6- عدم تاکید بیش از حد بر ارزیابی بدست آمده از فراگیران

ارزیابی فراگیران از مدرسین که از حدود چهار دهه پیش به تدریج وارد دانشگاهها و مراکز آموزش عالی جهان شد، در ابتدا به این منظور طراحی گردید که عضو هیئت علمی بازخورد مناسبی از میزان موفقیت خود در انجام وظایف آموزشی داشته باشد تا بدین وسیله اقدام به تصحیح و بهبود کیفیت فعالیتهای آموزشی خود نماید. اما به تدریج این ابزار از اهداف اصلی خود دور افتاد، به نحوی که امروزه این ارزیابی توسط مدیران و ستاد دانشکده ها انجام می شود و عضو هیئت علمی از نتایج آن فقط به صورت کلی اطلاع پیدا می کند. همزمان این ابزار به لحاظ سهولت استفاده و باور نادرست این تئوری که فراگیران بعنوان مشتری در دانشکده ها محقق ترین افراد برای ارزیابی مدرسین هستند، باعث شده که ابزار اصلی ارزیابی در بسیاری از دانشکده ها منحصر به همین نوع ارزیابی باشد. تحقیقات متعددی نشان داده اند این نوع ارزیابی بر محتوای آموزشی، نحوه ارزیابی مدرس از دانشجو، روش تدریس و استانداردهای آموزشی اثر منفی دارد و باعث می شود آزادی عمل مدرس در آموزش محدود شود. عواملی مانند شهرت و اعتبار، خصوصیات شخصی و جنسیت مدرس، تعداد دانشجویان در کلاس، ویژگی های شخصیتی، جنسیت و وضعیت تحصیلی دانشجو این ارزیابی را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. البته به این روش به عنوان جزیی از نظام ارزیابی باید توجه داشت، اما نمی توان آن را تنها مبنا قرار داد.

 

7- کاهش یا برطرف نمودن عوامل متعدد مداخله گر در انجام وظایف اساتید:

حتی اگر عضو هیئت علمی تصمیم جدی برای انجام صحیح وظایف خود داشته باشد همیشه این امر امکان پذیر نیست و عوامل متعددی در این راستا موثر هستند که امکان کنترل آنها برای عضو هیئت علمی همیشه میسر نیست. به عنوان مثال استفاده مناسب از وسایل کمک آموزشی توسط عضو هیئت علمی منوط به وجود چنین وسایلی در دانشکده و در دسترس بودن آن برای همه اعضای هیئت علمی است. در مورد تعداد فراگیران در یک کلاس نظر مدرسین و بر اساس تصمیمات مرکز تعیین می گردند. باید در ارزیابی به این عوامل مداخله گر توجه شود در غیر این صورت، تلاش و زحمات مدرس ممکن است به خوبی شناخته نشده و پاداش لازم را نگیرد.

 

8- ایجاد باور در اعضای هیئت علمی و گروههای آموزشی به سیاستها و روشهای ارزیابی:

            هر چند ارزیابی و پاسخگویی برای هر کسی نوعی الزام و محدودیت ایجاد می کند اما همه اعضای هیئت علمی بلاخره ضرورت آن را قبول می کنند. مهم این است که در طراحی نظام ارزیابی و سیاستگزاری های آن، تعیین استانداردها و مجریان ارزیابی، به نظر اعضای هیئت علمی توجه داشت و در چارچوب سیاستها و استانداردهای کلی، به گروههای آموزشی این اختیار را داد که با تصویب اکثریت اعضای خود، خودشان برای اعضای هیئت علمی نوعی سیاستگزاری ارزیابی داشته باشند. البته این وظیفه دانشکده ها و دانشگاه است که با تطبیق این سیاستگزاریها با سیاستهای کلان دانشگاه و وزارت متبوع و با پیگیری های مستمر بر صحت و روش ارزیابی هر گروه آموزشی نظارت داشته باشند.

 

9-  توجه به اکثریت اعضای هیئت علمی و نه فقط به ستاره ها:

ارزیابی باید به نحوی طراحی شود که اکثریتی که عمده بار آموزشی را بر عهده دارند به نحوی مناسبی مورد تشویق و پاداش قرار گیرند. البته در کنار آن باید به ستاره های علمی و تخصصی در هر دانشگاه نیز توجه کرد.

آنچه یک متقاضی جذب هیئت علمی باید بداند

اخبار جذب هیأت علمی

آنچه یک متقاضی جذب هیئت علمی باید بداند. ارائه آخرین جذب هیأت علمی و اساتید دانشگاه ها

http://heiatelmi.ir/

روش جستجو در مورد پایان نامه ها و مقالات سایت ایران داک(irandoc)

در نگارش پایان نامه یکی از مهمترین مسائل، جدید بودن موضوع پایان نامه است. اما چطور می توان اطمینان پیدا کرد که موضوع انتخابی قبلا مورد پژوهش قرار نگرفته است؟!

سایت پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، که در میان پژوهشگران به سایت ایران داک مشهور است، راه اندازی شده است تا راهنمای محققان و دانشجویان عزیز در انتخاب موضوع باشد. در پروپوزال های برخی دانشگاه ها یک بند وجود دارد که دانشجو قبل از تصویب پروپوزالش می بایست با استعلام از سایت ایران داک مطمئن شود که قبلا در دانشگاه دیگری این موضوع کار نشده است. رشته ی مدیریت نیز از این قانون مستثنی نمی باشد. و کلیه ی دانشجویان دوره ی کارشناسی ارشد و دکتری می بایست با مراجعه به این سایت از جدید بودن موضوع خود مطمئن شوند و در پایان کار خود یک نسخه از پایان نامه خود را در این سایت بارگزاری نمایند. نحوه ی کار با این سایت را متأسفانه بسیاری از دانشجویان نمی دانند و در پروپوزال های خود می نویسند به سایت مراجعه کردیم و موضوع مشابهی پیدا نشد. برای استفاده از این سایت می بایست مراحل زیر را طی نمود:

۱- مراجعه به آدرس اینترنتی سایت ایران داک به آدرس:

http://www.irandoc.ac.ir

2- در قسمت سمت راست بالای سایت مکانی برای جستجو وجود دارد که بسیاری از دانشجویان فکر می کنند در همین جا باید به دنبال کلید واژه های موضوع خود بگردند. که این اشتباه است زیرا هیچ پایان نامه ای در آنجا نمی یابند و فقط مطالب موجود در پایگاه اینترنتی را مورد جستجو قرار می دهند. برای جستجو در بانک اطلاعات پایان نامه ها می بایست در سایت ایران داک عضو شد (نگران نباشید عضویت در این سایت کمتر از ۵ دقیقه به طول می انجامد) برای عضویت با یک کلیک بر روی قسمت درون سرچ منویی ظاهر می شود که در آن نوشته شده است  جستجو در پایگاه های اطلاعاتی با کلیک بر روی آن صفحه ای دیگر باز می شود به آدرس:

http://database.irandoc.ac.ir/DL/Search/

که در آن پیام

The page you were looking for doesn’t exist

You may have mistyped the address or the page may have moved

را شاید ببینید برای از بین بردن این پیام کافی است عبارت DL/Search را از انتهای آدرس اینترنتی بالای صفحه حذف کنید یعنی بر روی آدرس

http://database.irandoc.ac.ir/

کلیک کنید. اگر قبلا در این سایت ثبت نام کرده اید کافی است نام کاربری و کلمه ی عبور خود را وارد نموده و با وارد کردن عدد ۶ رقمی نمایش داده شده به صفحه ی جستجو بروید.

۳- اگر تا کنون در سایت ثبت نام نکرده اید بر روی عبارت ثبت نام در منوی وسط صفحه که کم رنگ نوشته شده است کلیک کنید.

آدرس اینترنتی مستقیم ثبت نام

http://database.irandoc.ac.ir/register/

می باشد. ثبت نام بسیار ساده است در قسمت نام کاربری یک کلمه با حروف انگلیسی مانند فامیلتان تایپ نمایید.در قسمت کلمه ی عبور یک رمز چند رقمی انتخاب نمایید این رمز می تواند عدد یا حرف انگلیسی یا هردوی آنها باشد.  در قسمت تکرار کلمه ی عبور دوباره همان رمز را تکرار نمایید تا سایت مطمئن شود که شما رمز را آگاهانه انتخاب کرده اید. در قسمت پست الکترونیکی، ایمیل خود را وارد نمایید. سپس کد شش رقمی را که می بینید در جای مشخص شده وارد نمایید. اگر کسی قبلا نام کاربری شما را انتخاب نکرده باشد با کلیک بر روی ثبت نام روند ثبت نامتان تمام می شود ولی اگر نام کاربریتان تکراری باشد می بایست نام کاربری جدیدی انتخاب نمایید.

۴- برای ورود به سایت پیشنهاد می گردد تیک مرا به خاطر بسپار را نزنید چون سایت معمولا با این دکمه مشکل دارد و هر دفعه که خواستید وارد شوید به صورت دستی نام کاربری و رمز خود را وارد نمایید.

۵- بعد از ورود به سایت در نوار بالا ۵ گزینه ی جستجو، جستجوی پیشرفته، جستجوی حرفه ای، میزکار و پرسش های متداول را می بینید. و در وسط صفحه نیز قسمتی به نام عبارت جستجو وجود دارد که با کلیک بر روی هریک از اینها می توانید به جستجوی موضوع مورد تحقیق خود بپردازید. برای جستجو در مورد یک موضوع پیشنهاد می گردد از کلید واژه های مختلف استفاده نمایید و صرفا به یک کلید واژه اکتفاء نکنید و تاجایی که می توانید کلید واژه تان کوتاه و یک کلمه ای باشد.

 

 

پرسشنامه

يكي از ابزارهاي رايج تحقيق و روشي مستقيم براي كسب داده هاي تحقيق است. پرسشنامه مجموعه اي از سوال ها (گويه ها) است كه پاسخ دهنده با ملاحظه آنها پاسخ لازم را ارائه مي‌دهد. اين پاسخ، داده مورد نياز پژوهشگر را تشكيل مي‌دهد. سوال هاي پرسشنامه را نوعي محرك-پاسخ مي‌توان محسوب كرد. از طريق سوال هاي پرسشنامه مي‌توان دانش، علايق، نگرش و عقايد فرد را مورد ارزيابي قرار داد، به تجربيات قبلي وي پي برده و به آنچه در حال حاضر انجام مي‌دهد آگاهي يافت. بايد توجه داشت كه در برخي فرهنگ ها با توجه به شرايط اجتماعي، پرسشنامه نمي تواند داده ها را با دقت لازم، همانند، يك مصاحبه عميق، بدست دهد. بنابراين براي بالابردن دقت داده هاي گردآوري شده، توصيه مي‌شود كه تكميل پرسشنامه همراه با ساير ابزارهاي گردآوري داده ها باشد. در غير اينصورت بايد داده هاي حاصله را با قيد احتياط به كار برد.

1-1- اصول كلي تنظيم پرسشنامه

- سوال هاي پرسشنامه بايد بر اساس هدف ها يا سوال هاي تحقيق تنظيم گردد؛
- پرسشنامه بايد پاسخ دهنده را جذب نموده و سوال هاي آن براي او جالب باشد؛
- پرسشنامه بايد تا حد امكان كوتاه باشد و داده هاي مورد نياز پژوهشگر را فراهم آورد؛
- دستورالعمل تكميل پرسشنامه بايد كوتاه بوده و حاوي كليه اطلاعات مورد نياز پاسخ دهنده، براي كامل كردن پرسشنامه باشد. پرسشنامه بايد همراه دستورالعمل تكميل آن بوده و چگونگي پاسخ دادن به سوال ها را براي پاسخ دهنده تشريح كند.

1-2- اجزاء اصلي پرسشنامه

پرسشنامه بايد شامل اجزاء زير باشد:
الف: نامه همراه يا مقدمه اي براي آماده كردن پاسخ دهنده جهت تكميل پرسشنامه .
ب: دستورالعمل
ج: سوال ها (گويه ها)
در اين جا هر يك از اجزاء يادشده بيان مي‌شود.
الف: نامه همراه: در اين قسمت هدف از گردآوري داده ها به وسيله پرسشنامه و ضرورت همكاري پاسخ دهنده در عرضه داده هاي مورد نياز بيان مي‌شود. به منظور بيان هدف هاي يادشده مي‌توان شيوه زير را به كار گرفت. ابتدا هدف كلي پژوهش بيان شده و پاسخ دهنده با گزاره هاي خاص تحقيق آشنا مي‌شود. پس از آن به نقش پرسشنامه در فراهم آوردن داده هاي مورد نياز پژوهشگر اشاره مي‌شود. پژوهشگر بايد سعي كند تا پاسخ دهنده نسبت به همكاري در تكميل پرسشنامه برانگيخته شود. براي اين منظور بايد بر با ارزش بودن داده هاي حاصل از پرسشنامه تاكيد شود و پاسخ دهنده نسبت به ضرورت و اهميت تحقيق آگاه گردد تا با دقت بيشتري پاسخ سوال ها را عرضه كند. علاوه بر آن در اين قسمت محقق بايد به اين نكته اشاره كند كه داده هاي حاصل از پرسشنامه محرمانه بوده و بجز استفاده آماري، به منظور ديگري مورد استفاده قرار نخواهد گرفت.
ب: دستورالعمل: در اين قسمت محقق سعي مي‌كند پاسخ دهنده را با چگونگي پاسخ دادن به سوال هاي پرسشنامه آشنا كند. در دستورالعمل تكميل پرسشنامه رعايت نكات زير ضروري است.
1- هر نوع سوال پرسشنامه و چگونگي پاسخ دادن به آن تشريح شود.
2- تاكيد بر رعايت دقت نسبت به پاسخ دادن به سوال ها.
3- بايد بر اين نكته تاكيد شود كه پرسشنامه تا تاريخ معين تكميل شده و به آدرس مربوط يا به پرسشگر تحويل داده شود. بايد به خاطر داشت كه دستورالعمل تكميل پرسشنامه بايد كوتاه و به آساني قابل فهم باشد. دستورالعمل هاي پيچيده باعث سردرگمي پاسخ دهنده شده و بر ماهيت پاسخ ها اثر مي گذارد.
ج: انواع سوال هاي پرسشنامه : اولين قدم در تعيين نوع سوال هاي پرسشنامه مشخص كردن متغيرهاي پژوهش است. پس از آن محقق مي‌تواند در مورد نوع سوال هايي كه مي‌تواند متغيرها را اندازه گيري كند تصميم بگيرد.
به طور كلي سوال هاي پرسشنامه به دو صورت ارائه مي‌شود:
1- سوال هاي بسته- پاسخ
2- سوال هاي باز- پاسخ
سوال هاي بسته- پاسخ: سوال هاي بسته- پاسخ مجموعه اي از گزينه ها را ارائه مي‌دهد تا پاسخ دهنده از ميان آن ها يكي را انتخاب كند. پاسخ دهنده اين نوع سوال ها را به سرعت درك كرده و به سهولت به آن پاسخ مي‌دهد. علاوه بر آن در استخراج داده ها، مي‌توان به سهولت آن ها را مقوله بندي و تجريه تحليل كرد.
پرسشنامه هاي بسته—پاسخ به حالت هاي متفاوتي ارائه مي‌شود. اين حالت ها به قرار زير است:
حالت چند جوابي: در اين نوع سوال، پاسخ دهنده يكي از گزينه هاي ارائه شده را انتخاب كرده و علامت گذاري مي‌كند. مثال:
شغلي را كه من ترجيح مي دهم
1- شغلي است كه در آن به توانايي پيشرفت خود اطمينان دارم.
2- شغلي است كه هميشه مجبور به محدود كردن توانايي هايم هستم.
3- شغلي است كه درآمد بسيار داشته باشد.
حالت چند درجه اي: در اين نوع سوال پاسخ دهنده موضع خود را در مورد موضوعي بر روي يك طيف با انتخابي كه به بهترين وجه نمايانگر باورها، عقايد يا نگرش او درباره آن گويه باشد، مشخص مي‌كند. در مثال هاي زير نمونه هايي از اين حالت داده شده است.
نقش علوم در زندگي انسان انكار ناپذير است.
كاملا موافق موافق بي طرف مخالف كاملا مخالف
انضباط در زندگي فردي
حياتي است خيلي مهم است مهم است نسبتا مهم است اهميتي ندارد
تا چه اندازه معلم شما سازمان يافته است؟
هميشه اغلب اوقات بعضي اوقات به ندرت هرگز
حالت تعيين اولويت نسبت به موارد ارائه شده: در اين حالت يك سري گويه ارائه شده و از پاسخ دهنده خواسته مي‌شود تا ترتيب اهميت آن ها را مشخص كند. براي مثال به منظور پي بردن به نظرات معلمان مدارس ابتدايي درباهر مشكلات مدرسه مي‌توان سوال زير را همراه با گزينه هاي مربوط به آن به شرح ذيل مطرح كرد:
سوال: به نظر شما مهمترين سه مشكل اين مدرسه به ترتيب اولويت چه مي باشد؟ لطفا براي پاسخ دادن به اين سوال با قرار دادن 1 ، 2 ، 3 ، 4 در مقابل هر يك از گزينه ها نظر خود را مشخص كنيد:
فضاي آموزشي
مديريت مدرسه
ناهماهنگي توانايي دانش آموزان
عدم آمادگي معلمان براي اجراي برنامه درسي
سوال هاي باز- پاسخ: سوال هايي هستند كه در آن ها پاسخ دهنده مي‌تواند پاسخ را به اختيار خود بيان كند. اين پاسخ ها مي‌تواند از چند كلمه تا چند جمله باشد. از اين نوع سوال ها براي بررسي و مطالعه عقايد در يك زمينه خاص استفاده مي‌شود. بايد يادآوري كرد كه تجزيه و تحليل داده هاي حاصل از اين نوع سوال ها مشكل بوده و نيازمند يك سيستم كدگذاري ويژه مي‌باشد.
مثال: احساساتي را كه در حال حاضر نسبت به مادر خود داريد شرح دهيد.
نكات ضروري در تدوين سوال ها: پس از انتخاب نوع سوال هاي پرسشنامه ، محقق بايد به تدوين سوال هاي پرسشنامه بپردازد. در تدوين سوال ها توجه به نكات زير ضروري است:
1- از سوال هاي نامفهوم و مبهم پرهيز شود.
2- از سوال هايي كه پاسخ دهنده را به پاسخ خاصي هدايت مي‌كند بايد اجتناب كرد.
3- از سوال هاي پيچيده پرهيز شود.
4- از سوال هاي دو وجهي كه شامل دو سوال در يك پرسش است اجتناب شود.
5- تا جايي كه امكان دارد از ارائه سوال هاي منفي خود داري شود.
6- از بيان سوال هاي مستقيم كه موجب تحريك حساسيت آزمودني شده و يا در وي ايجاد مقاومت مي‌كند پرهيز شود.
7- از تنظيم سوال هايي كه آزمودني پاسخ آن ها را در دسترس ندارد خود داري شود.

1-3- ترتيب ارائه سوال ها

در ارائه سوال ها بايد به اين دو اصل مهم توجه كرد:
1- سوال هاي اوليه بايد به حدي جالب باشد كه پاسخ دهنده را به پاسخ دادن ترغيب كند؛
2- سوال ها از ساده ترين به پيچيده ترين عرضه شود؛
سوال هايي كه ممكن است آزمودني در پاسخ دادن به آن ها اكراه داشته باشد در آخر پرسشنامه قرار داده شود.

1-4- اجراي مقدماتي پرسشنامه

پس از تدوين و تنظيم پرسشنامه لازم است يك بررسي مقدماتي بر روي آن انجام گيرد. هدف اين بررسي برطرف نمودن اشكالات احتمالي مي‌باشد و قطعا از مشكلاتي آتي نيز جلوگيري خواهد نمود. هر گونه اصلاح سوال هاي پرسشنامه به نتيجه حاصله از اين بررسي مقدماتي بستگي خواهد داشت. بررسي مقدماتي را بايد در ميان افرادي كه جامعه آماري تحقيق را تشكيل مي‌دهند انجام داد. بهتر است در پايان پرسشنامه از پاسخ دهنده خواسته شود تا نظر خود را درباره روشن بودن و يا ابهام برخي از سوال ها عرضه دارند. اگر كليه پاسخ دهندگان به سوال مخصوصي پاسخ نداده باشند، در آن سوال بايد تجديد نظر كرد. اگر پاسخ دهنده ما از پاسخ دادن به برخي سوال ها امتناع ورزند بايد اين گونه سوال ها مورد بازبيني قرار گيرد.

نكات عمده در تدوين پرسشنامه

حال به راهنماي تدوين پرسشنامه توجه نماييد:

الف: تصميم گيري درباره محتواي سوال ها:
1- آيا بيان سوال ضروري است؟ تا چه اندازه اين سوال مفيد است؟
2- چند سوال براي اين موضوع لازم است؟
3- آيا پاسخ دهنده اطلاعات لازم را براي پاسخ دادن دارد؟
4- آيا سوال بايد عيني تر، ويژه تر و مرتبط تر با تجربيات فردي پاسخ دهنده باشد؟
5- آيا محتواي سوال به اندازه كافي كلي و به دور از سفسطه و جزئي گويي است؟
6- آيا پاسخ ها بيان كننده يك نظرگاه كلي است يا يك ديدگاه كاملا ويژه را نمايان مي كند؟
7- آيا محتواي سوال جهت دار است، بدون اين كه با سوال هاي ديگري اين جهت خنثي يا تعديل شود؟
8- آيا پاسخ دهنده داده هاي مورد نياز را عرضه خواهد كرد؟
ب: تصميم گيري درباره صورت بندي سوال ها
1- آيا سوال قابل فهم است؟ آيا جمله بندي مشكل و غير واضح است؟
2- آيا سوال به اندازه كافي پاسخ هاي متفاوت در اين زمينه فراهم مي آورد؟
3- آيا به علت عدم بيان پيش فرض ها يا پيامدهاي مورد نظر پژوهشگر سوال گمراه كننده است؟
4- آيا جمله بندي سوال جهت دار است؟ آيا سوال داراي بار عاطفي است و يا پاسخ خاصي را القا مي كند؟
5- آيا جمله بندي سوال اعتراض پاسخ دهنده را بر خواهد انگيخت؟
6- آيا جمله بندي سوال چنان است كه پاسخ دهنده را مستقيما مورد خطاب قرار داده تا نتايج بهتري بدست دهد؟
7- آيا سوال ها بهتر است به صورت مستقيم و يا غير مستقيم بيان شوند؟
ج: تصميم گيري درباره شكل پاسخ ها
1- بهترين شكل پرسيدن سوال به چه صورت مي‌تواند باشد؟
2- اگر از سوال هايي استفاده مي‌شود كه پاسخ دهنده با علامت گذاري پاسخ خود را مشخص مي كند، كدام يك از موارد زير مناسب تر است: چند گزينه اي يا مقياس چند درجه اي، يا جواب هاي دوگزينه اي؟
3- اگر از سياهه (چك ليست) سوال ها استفاده مي‌شود آيا شامل تمام پاسخ هاي ممكن بوده و به ترتيب درست ارائه شده است؟ آيا طول سياهه سوال ها منطقي مي باشد؟ آيا جمله بندي سوال ها بي طرف و متعادل است؟
4- آيا نوع پاسخ، آسان، مشخص، هماهنگ و مناسب براي هدف است؟
د: تصميم گيري درباره ترتيب قرار گرفتن سوال در پرسشنامه
1- آيا ممكن است كه پاسخ به سوال تحت تاثير محتواي سوال هاي قبلي قرار گيرد؟
2- آيا ترتيب سوال ها داراي يك روال طبيعي است؟ آيا سوال ها داراي نظم منطقي و ترتيب روان شناختي است؟

پرسشنامه اندازه گيري نگرش کارکنان به سازمان

در زیر تعدادی گویه درباره سازمان شما مطرح شده است ، هرکدام را که موافق هستید با علامت * مشخص کنید .

گویه ها

1- به نظر من این سازمان بهتر از سازمان های دیگر به کارکنان خود می رسد .

2- اگر مجبور می شدم کار را از اول شروع کنم ، باز هم برای این سازمان کار می کردم .

3- در این سازمان پارتی بازی وجود ندارد .

4- در این سازمان ، به شرط آن که خودمان بخواهیم ، راه نرقی وجود ندارد .

5- به پزشک سازمان به اندازه پزشک خانوادگی خود اطمینان دارم .

6- این سازمان وقتی می گوید که می خواهد نظر کارکنان را در نظر بگیرد ، واقعا راست می گوید .

7- نظام دستمزدهای این سازمان طوری است که کارگران و کارکنان وظیفه شناس را تشویق می کند.

8- در مجموع این سازمان با ما همان طور رفتار می کند که ما برای آن کار می کنیم .

9- مقررات این سازمان طوری است که حتی باید به خاطر یک خراش کوچک به پزشک مراجعه کرد .

10- پیش بینی ها هر چه باشد ، مطمئن هستم حوادثی اتفاق خواهد افتاد .

11- کارگران ، بیشتر از آن چه سازمان به آن ها می رید ، خود را وقف سازمان نمی کنند .

12- سازمان ، به کارهای خیریه بیشتر علاقه نشان می دهد .

13- رعایت مقررات ، به نحو خطرناک گسترش می یابد .

14- در این سازمان ، فکر نمی کنم که با متقاضیان شغل مودبانه رفتار شود .

15- بسیاری از توصیه های جالب، از جانب روسا نادیده گرفته می شود .

16- رئیس من ، همه پست ها را به دوستان خود می دهد .

17- سازمان به جای این که افراد شاغل را ارتقا دهد ، برای تصدی مشاغل بالا از خارج استخدام می کند .

18- در این سازمان ، برای پیشرفت ، باید با افراد خاصی رابطه برقرار کرد .

19- در بلند مدت ، این سازمان بر کارکنان سوار می شود .

20- در این سازمان ، دستمزد به نحو وحشتناکی پایین است .

21- در این سازمان، هر فرد درستکاری شکست می خورد .

هوش هيجاني

تراويس .براد بري و جين . گريوز
Emotional Intelligence : by Brad berry & Greaves
ارزيابي واقعي و دقيق مهارتهاي هوش هيجاني به اراده شما براي پاسخ دهي دقيق و صادقانه وابسته است . براي اين کار بايد عميقا فکر کنيد که در وضعيت هاي مختلف چگونه رفتار مي کنيد. توجه کنيد: وضعيت هاي مختلف نه در وضعيت هايي که به خوبي از عهده آن ها بر مي آييد.
الف. ابتدا از طرز تفکر و رفتار خود در وضعيت هاي مختلف، در ذهنتان تصويري واضح و شفاف ايجاد کنيد.
ب. بعد، صادقانه بگويي که هر چند وقت يکبار يا با چه فراواني رفتار ذکر شده در سؤال را انجام مي دهيد.
براي هر يک از عبارات زير، بر اساس تعداد دفعاتي که برايتان پيش مي آيد ئر خانه مربوط به آن علامت ضربدر بزنيد.

هرگز

بندرت

گاهی

معمولا

تقریبا

همیشه

همیشه

1) به توانایی های خود اعتماد دارید.

2) ناتوانایی ها و نارسایی های خود را می پذیرید.

3) هیجان های خود را، هنگامی که پیش می آیند، درک می کنید.

4) تاثیر رفتار خود در دیگران را متوجه می شوید.

5) تاثیر دیگران درحالت هیجانی خود را درک می کنید.

6) خودتان در شرایط سختی که با آن ها روبرو می شوید، نقش دارید.

7) می توان روی شما حساب کرد.

8) با استرس، خوب کنار می آیید.

9) تغییر را زود می پذیرید.

10)دلسردی را بدون ناراحتی تحمل می کنید.

11)قبل از تصمیم گیری، راه حل های مختلف را در نظر می گیرید.

12)سعی می کنید از هر وضعیتی ، چه خوب و چه بد، حداکثر استفاده را ببرید.

13)در برابر میل به حرف زدن یا عمل کردن، هنگامی که باعث بد تر شدن اوضاع می شود، مقاومت می کنید.

14)وقتی ناراحت می شوید، کارهایی را انجام می دهید که بعدا پشیمانی می آورند.

15)وقتی از چیزی ناراحت هستید، دیگران را از خود می رنجانید.

16)انتقاد را می پذیرید.

17)احساسات دیگران را درک می کنید.

18)به سرعت جو حاکم بر اتاق را متوجه می شوید.

19)منظور طرف مقابل را واقعا متوجه می شوید.

20)در بین جمع و در کارهای اجتماعی گوشه نشین و ساکت هستید.

21)در وضعیت های دشوار مستقیما با دیگران رو در رو می شوید.

22)با دیگران به خوبی کنار می آیید.

23)به طور واضح و موثر با دیگران ارتباط برقرار می کنید.

24)به دیگران نشان می دهید که آنچه احساس می کنید برایتان مهم است.

25)به طور موثر تعارض و مشکل را حل می کنید.

26)برای کنترل موثر تعامل ها ، به احساسات طرف مقابل توجه نشان می دهید.

27)برای بهتر کنار آمدن با دیگران، درباره آنها اطلاعات بیشتری به دست می آورید.

28)منظور یا احساس خود را به دیگران توضیح می دهید.

 

آموزش نوشتن پروپوزال(پایان نامه دانشجویی)

نمونه پروپوزال و پایان نامه

writing-propozal

نحوه نوشتن پروپوزال:

الف- عنوان موضوع پژوهش: بصورت يک جمله واضح و روشن عبارت موضوع پژوهش در ابتدا بيان مي شود که البته متغيرهاي اصلي پژوهش در جمله عنوان موضوع بکار گرفته مي شود.
ب- نوع پژوهش که از نظر هدف (کاربردي يا بنيادي) و از نظر ماهيت و روش در ابتداي طرح تحقيق آورده مي شود.
پس از بيان دو مورد فوق موارد زير براي تشريح اجزاي طرح تحقيق آورده مي شود:

1- بيان مسئله و موضوع تحقيق

هر تحقيق علمي با طرح سوال يا مساله اي آغاز مي شود که تحقيق براي پاسخگويي به آن انجام مي گيرد؛ مسئله و موضوع تحقيق عبارت است از شرايطي که وجود دارد و در ذهن پژوهشگر ايجاد سئوال مي کند و پژوهشگر را بر مي انگيزد که در آن کندوکاو کند. اين مسئله، مشکل احساس شده اي است که محقق به حل آن علاقه مند است و مي خواهد راه حل آن را بيابد. هنگامي که محقق چنين احساسي پيدا مي کند مي توان گفت که او موضوع و مسئله تحقيق خويش را انتخاب کرده است. اما احتمالاً از بيان آن به گونه اي که ديگران نيز آن را ادراک کنند، عاجز است.
معمولاً مسئله و موضوع تحقيق به صورت سئوالي بيان نمي شود، بلکه به صورت يک جملة کامل مثبت، دقيق و صريح مطرح مي گردد. به سخن ديگر، مسئله و موضوع پژوهش بايستي به گونه اي تنظيم و بيان شود که به طور عملي قابل بررسي و تحقيق باشد. انتخاب کلمات بايد با دقت و با توجه به مسئله و موضوع انتخابي باشد؛ به گونه اي که کلمات دقيقاً معناي مورد نظر را برسانند و از لحاظ پژوهش قابل بررسي عملي و علمي باشند.
محقق بايد در بيان يا تعريف مساله به تشريح اين موارد بپردازد: معرفي دقيق مساله، معرفي جنبه هاي مجهول و مبهم، معرفي متغيرهاي مربوط همراه با مدل نظري معرف روابط بين متغيرها، تعاريف عملياتي، منظور و مقصود تحقيق و سرانجام تشريح دقيق ابعاد و حدود مساله تحقيق و تميز آن نسبت به مسائل ديگر. بيان مسئله بايستي به نحوي باشد که چگونگي بررسي متغير يا متغيرها، مکان و دامنه و وسعت پژوهش را روشن کند.

2- اهميت و ضرورت موضوع پژوهش

اهميت و ضرورت موضوع پژوهش عبارت است از مجموع اطلاعاتي که مشخص مي کند نتايج اين تحقيق، تا چه حد بر اي محقق و نيز تا چه حد براي ديگران مفيد و مثمر مي باشد. به عبارت ديگر، نتايج اين تحقيق منشأ چه دستاوردها و آگاهي هاي جديدي است؟؛ به هنگام نوشتن اهميت و ضرورت موضوع پژوهش توجه داشته باشيد که اولاً، مشخص کنيد که اين پژوهش چه موردي را براي ديگران روشن خواهد کرد و يا در چه موردي اطلاعات جديدي در اختيار ديگران خواهد گذاشت. ثانياً، نتايج حاصل از اين پژوهش در کجا و کدام قسمت و چگونه مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
در اين زمينه بايد معلوم شود که نتايج حاصل از اين پژوهش چگونه در قسمت هاي مختلف آموزش، خدمات و مديريت حرفة موردنظر و يا گسترش علم به طور اعم تأثير خواهد گذاشت.

3- زمينه و تاريخچة مختصري از موضوع پژوهش

در اين قسمت توضيح داده مي شود که چرا مسئله انتخاب شده، يک مسئله عمدة حرفه اي و يا اجتماعي بوده و نياز به تحقيق دارد. به سخن ديگر، اهميت مسئلة پژوهش، مسئله و موضوعي است که بايد مورد تحقيق قرار گيرد، جواب مي دهد. بيان تاريخچة مختصري از موضوع مورد تحقيق معلوم مي دارد که اين موضوع، از چه زماني و به چه ترتيبي در جامعه به صورت مسئله درآمده و چه تحولي در جامعه داشته است. در هنگام توجيه لزوم انجام پژوهش، از تجربيات و مشاهدات شخصي پژوهشگر، از مدارک و دلايل آماري، از نتايج مطالعات انجام شده در گذشته و نوشته هاي علمي موجود، استفاده مي شود و تمام ابعاد و جوانب مسئله مورد نظر قرار مي گيرد.
به بياني ديگر در قسمت زمينه و تاريخچة مختصر موضوع پژوهش، پژوهشگر بايستي پاسخگو و روشنگر نکات عمدة زير باشد:
1-نياز به پژوهش اين موضوع خاص (در اقتصاد، علوم اجتماعي، مديريت و...)
2-مناسب بودن مسئلة پژوهش و اهميت آن (در اقتصاد، علوم اجتماعي، مديريت و...)
3-فراواني و پراکندگي مسئله در جامعه
4-مسايل و مشکلاتي که بر اثر وجود اين مسئله در جامعه، ناشي شده اند.

4- اهداف تحقيق

در تحقيق اهداف به دو صورت کلي و ويژه مطرح مي شود.
اهداف کلي
هدف کلي عبارت از منظور و مقصود نهايي از انجام پژوهش است. هدف کلي مستقيماً از مسئلة پژوهش مشتق مي شود؛ در واقع يکي از اهداف کلي، خود موضوع تحقيق است که معلوم مي دارد پژوهش چه چيز را دنبال مي کند و يا قصد تعيين آن را دارد. همچنين هدف کلي ديگر، معمولاً پيشنهاد هايي است که براساس يافته ها ارايه مي شوند.
اهداف ويژه
اهداف ويژه تحقيق که اصولاً از مسئلة پژوهش و اهداف کلي نشأت مي گيرند را مي توان «خرده مسئلة پژوهش» نيز ناميد. محقق با بيان اين اهداف دقيقاً تصريح مي کند که در اين تحقيق چه انجام مي شود و چه انجام نمي شود.
هر پژوهش مي تواند چندين هدف ويژه داشته باشد و از آنجا که تمامي مراحل و ريزه کاريهاي تحقيق بايستي به صورت بيانيه هاي مجزا و مشخص و با کلمات دقيق، که مشخصاً قابل آزمودن و بررسي است، نوشته شود؛ لذا اهداف ويژه نيز بايد به صورتي بيان شود که در آن متغير يا عامل مورد مطالعه، چگونگي انجام پژوهش، زمان، مکان، واحد و نمونة مورد پژوهش کاملاً مشخص باشد؛ به طوري که محقق بتواند آنها را در معرض آزمايش و آزمون بگذارد.
مي توان ادعا کرد که اهداف ويژة پژوهش، راهنمايي براي تهيه و تدوين ابزار گردآوري اطلاعات است. بنابراين ضروري است اهداف ويژه به نحوي بيان شوند که بر علمي بودن نتايج پژوهش تأکيد داشته باشند و چارچوبي مناسب، براي تجزيه و تحليل آماري ارايه دهند.

5- متغيرها

به طور کلي، متغيرها آن شرايط يا خصوصياتي هستند که پژوهشگر آنها را دستکاري، کنترل يا مشاهده مي کند. به سخن ديگر، متغير عبارت از ويژگي، صفت يا عاملي است که بين افراد جامعه مشترک بوده و مي تواند مقادير کمي و ارزشهاي متفاوتي داشته باشد.
متغير مستقل يا تأثيرگذار
اين متغير در تغييرات خود مستقل مي باشد و به عامل ديگري در پژوهش وابسته نيست. در واقع متغيرهاي مستقل آن دسته از شرايط يا خصوصياتي است که پژوهشگر، در کاوش تحقيقي خود آنها را دستکاري و کنترل مي کند تا رابطة علّي آنها را با متغير ديگري در موقعيتي ويژه مشاهده و بررسي نمايد.
متغير وابسته يا تأثيرپذير
شرايط يا ويژگيهايي است که چون پژوهشگر، متغير مستقل را در فعاليتهاي حوزة تحقيق، وارد يا خارج مي کند و يا آن را تغيير مي دهد، ظاهر يا محو شود و يا تغيير کند. به عبارت ديگر، متغير وابسته نتيجة اعمال و تغييرات متغير مستقل است و نمي تواند به خودي خود وجود داشته باشد. در تحقيقات، محقق به اندازه گيري و مشاهدة اين تغييرات وابسته مبادرت مي کند و گاهي آن را «معيار يا شاخص سنجش» نيز مي نامند.
متغيرهاي نامربوط يا ناخواسته
متغيرهاي ناخواسته و يا مزاحم به آن دست از متغيرهايي اطلاق مي شود که غير از متغيرهاي مستقل و وابسته بوده و يا مورد نظر پژوهشگر نمي باشند و يا محقق از کنترل آنها عاجز است ولي بر نتيجة پژوهش تأثير دارند. لذا، براي اينکه محقق بتواند فرض پژوهش خود را به طور معتبري آزمون کند و يا پاسخ هاي قابل اطمينان براي سئوالات پژوهش فراهم نمايد، لازم است اين متغيرها را تا حد امکان کنترل کند و يا حداقل به شناسايي آنها مبادرت نمايد.

6- فرضيه يا فرضيه هاي تحقيق

فرضيه يک بيانية ظنّي و حدسي و مبتني بر دانش و آگاهي هاي گذشتة محقق مي باشد که در محک آزمايش عملي سنجيده مي شود. معمولاً وقتي فرد در مقابل مشکلي قرار مي گيرد سعي مي کند ريشة مشکل را حدس بزند و بگويد راه حل آن کدام است؟ به عبارت ديگر؛ فرضيه حدسي است علمي و عقلاني دربارة چگونگي روابط بين دو يا چند متغير.
به زباني ساده مي توان گفت که وقتي ما فرضيه را بيان مي کنيم در حقيقت مي گوييم: «اگر چنين و چنين رخ دهد، چنان و چنان نتيجه خواهد شد». بنابراين اگر درست توجه شود، ملاحظه مي گردد که فرضيه در واقع، ويژه ترين حالت نظريه است؛ زيرا نظريه مجموعه اي از فرض هاست و ريشة اين دو در سابقة ذهني و در تجارب گذشتة محقق است و تنها تفاوت فاحش آنها، خاص بودن فرضيه و کلي بودن نظريه مي باشد.
هنگام بيان فرضيه در حقيقت محقق حدس علمي مي زند که چنانچه با يکي از متغيرها چنين بازي شود و يا در آن چنين دخل و تصرفي به عمل آيد و يا اين چنين دستکاري گردد، چنان نتيجه اي عايد خواهد شد. روابط بين متغيرها در فرضيه هاي معمولاً به صورت هاي زير انجام مي شود:
1-بررسي ميزان تفاوت اثر
2-بررسي ميزان رابطة همبستگي و جهت آن.
3-بررسي ميزان رابطة علت و معلولي (اثر علّي).

7- سئوال هاي ويژة تحقيق

همان گونه که اشاره شد، فرضيه هاي تحقيق بايد مورد آزمايش قرار گيرند و نهايتاً گفته شود که فرضيه مورد قبول است يا نه. احتمالاً در برخي از پژوهش ها طرح فرضيه ها به گونه اي که بتوان از طريق آزمون هاي آماري پذيرش و يا رد آنها را آزمود مقدور نيست؛ لذا در اين گونه موارد فرضيه هاي تحقيق به صورت سئوال نوشته مي شود و محقق در پايان تحقيق بايستي قادر باشد به اين سئوالات پاسخ دهد. اين سئوالات را سئوال هاي ويژة پژوهش مي خوانند و در پايان نامه ها و گزارش هاي تحقيق تحت عنوان سئوال هاي ويژة پژوهش مطرح مي گردند.
چنانچه پژوهشي تنها داراي يک متغير باشد و پژوهشگر فقط قصد توصيف چگونگي وضع آن متغير را داشته باشد بهتر است که محقق به جاي بيان فرضيه هاي تحقيق، سئوال هايي براي اين نوع پژوهش مطرح کند. اين سئوال ها معمولاً از اهداف پژوهش مشتق مي گردند و در جريان تحقيق به معرض آزمايش گذاشته مي شوند و در واقع نتيجة پژوهش، بايستي به اين سئوال ها پاسخ دهد.

8- جامعه و نمونة آماري پژوهش

جامعة آماري پژوهش عبارت است از مجموعه اي از افراد يا اشيا که داراي ويژگي هاي همگون و قابل اندازه گيري مي باشند. نمونة پژوهش از اين چنين جامعه اي اخذ مي گردد و نتيجة پژوهش به آن جامعه تعميم داده مي شود. نمونة پژوهش عبارت است از يک گروه منتخب از جامعة پژوهش که بايد داراي خصوصيات و صفات جامعة پژوهش باشد تا بتوان پژوهش را به آن تعميم داد. نمونة پژوهش بايد معرف مشخصات و ويژگي هايي که در موضوع پژوهش داراي اهميت است، باشد. هنگام گزينش نمونه بايد به نکات زير توجه نمود:
الف- تعداد يا حجم نمونه: در طرح تحقيق نحوه تعيين حجم نمونه بايد توضيح داده شود. تعداد افراد يا اشيايي که به عنوان نمونة تحقيق در پژوهش شرکت داده مي شوند، بايد مشخص شود. اين تعداد يا به صورت عددي مشخص مي گردد (براي مثال، 60 دانشجوي مديريت)؛ يا با کلماتي مانند: کليه، سه چهارم و غيره. براي مثال، کلية دانشجويان علوم تربيتي دانشگاه تربيت معلم. در تعيين حجم و يا اندازة نمونه، عوامل گوناگوني دخالت دارند که عبارتند از:
اهداف تحقيق، روش تحقيق و روش هاي آماري وابسته به آن، امکانات مالي و زماني محقق، حجم جامعة، نحوة کنترل متغيرهاي ناخواسته، ميزان تأثيرپذيري متغير وابسته از متغير مستقل، درصد خطاپذيري در نتايج، ميزان همگوني متغيرها و عوامل مورد مطالعه در جامعه و ميزان روايي و پاياني ابزار گردآوري داده ها.
ب- روش نمونه گيري: براي انتخاب نمونة تحقيق، روش هاي مختلفي توسط صاحب نظران ارايه شده است که در کتاب هاي روش تحقيق توضيح آنها آمده است و در درس روش هاي تحقيق نيز در مورد آنها بحث مي شود. از آن جمله مي توان نمونه گيري تصادفي ساده، تصادفي با استفاده از جداول اعداد تصادفي، تصادفي طبقه اي و تصادفي ناحيه اي يا خوشه اي را نام برد.

9- قلمرو پژوهش

الف- قلمرو موضوعي: در طرح تحقيق حيطه موضوعي موضوع و مساله پژوهش بايد بطور کلي و همچنين بطور خاص و جزئي بيان شود.
ب- قلمرو مکاني: محيط پژوهش مکاني است که تحقيق در آن انجام مي شود. محيط پژوهش بايستي به دقت توصيف شود و معلوم گردد که پژوهش در چه مکاني صورت مي گيرد. در ثوصيف محيط پژوهش و ويژگي هاي آن بايد دليل انتخاب آن محيط براي انجام پژوهش مورد نظر را توضيح داد و استدلال نمود که چرا محيط انتخابي، محيط مناسبي براي انجام اين پژوهش است.
ج- قلمرو زماني: با توجه به انجام پژوهش در دامنه زماني خاصي و اهميت زمان در جمع آوري داده ها و همچنين ارائه يافته هاي پژوهش در طرح تحقيق قلمرو زماني به شکلي واضح و روشن مورد توجه و اشاره قرار مي گيرد.

10- روش گردآوري داده ها

براي جمع آوري داده هاي مورد نياز يک پژوهش به روش ها و راههاي مختلف عمل مي شود. ابزار گردآوري داده ها وسيله اي است که به پژوهشگر کمک مي کند تا داده هاي لازم را جمع آوري و ثبت نمايد. رايج ترين ابزار گردآوري داده ها، پرسش نامه ها، برگة مشاهده، برگة مصاحبه و فيش ثبت مطالعات و اطلاعات مي باشد. پژوهشگر برحسب روش تحقيق مورد نظر خود و نوع داده هايي که قصد جمع آوري آنها را دارد، تصميم مي گيرد که از چه ابزاري براي گردآوري داده هاي خود استفاده کند. براي اطمينان از مناسب بودن ابزار گردآوري داده ها، لازم است اين ابزار مشخصات و ويژگي هاي معيني را دارا باشد و محقق نکات زير را در مورد آنها مد توجه قرار دهد:
1-پژوهشگر مي تواند از ابزار گردآوري داده هاي موجود که قبلاً توسط ديگران تهيه و تنظيم شده است، استفاده کند و يا خود به توليد ابزاري مناسب مبادرت نمايد.
2-در هر صورت ميزان ضرايب روايي و پاياني ابزار گردآوري داده ها بايد معين و مشخص بوده و اين ضرايب نيز به لحاظ مفاهيم آماري قابل قبول باشد.
3-چنانچه پژوهشگر از ابزار گردآوري داده هاي تنظيم شده توسط ديگران استفاده مي کند بايد مطمئن باشد که محتواي آن با فرهنگ و روحيات مردم جامعة مورد تحقيق مناسب است.
4-در صورتي که در محتواي ابزار گردآوري داده ها تغيير داده شود بايد روايي و پاياني آن مجدداً تعيين شود.
5-حساسيت ابزار گردآوري داده ها نيز بايستي مورد توجه قرار گيرد. به عبارت ديگر، طبقه بندي داده ها و يا طبقه بندي جواب هاي سئوالات و يا واحد و مقياس اندازه گيري داده ها بايد آنقدر دقيق باشد که بتواند تفاوت هاي کوچک بين واحدهاي مورد پژوهش را معلوم دارد.
6-چگونگي استفاده از ابزار مورد نظر براي گردآوري داده هاي تحقيق بايد معلوم و مشخص باشد. به عبارت ديگر، بايد مشخص شود که محقق چگونه، درچه موقعيتي، در چه محيطي، در چه زماني، از چه کساني و توسط چه فردي از اين وسيله براي جمع آوري داده هاي مورد نياز استفاده خواهد کرد. در واقع محقق با در نظر گرفتن متغيرهاي مطرح شده در مسئله و موضوع تحقيق و نيز به لحاظ روش انجام پژوهش خويش، بخوبي و وضوح اقدامات ضروري جهت جمع آوري داده هاي مورد نياز و نيز ترتيب آنها را توصيف مي کند.

11- روش تجزيه و تحليل داده ها

اطلاعاتي که با استفاده از ابزار گردآوري داده ها به دست مي آيد، احتمالاً واقعيت و يا انعکاسي از واقعيت است. براي مثال، وقتي سن افراد سئوال مي شود داده هاي واقعي به دست مي آيد؛ اما اگر از کسي در مورد حادثه اي که شاهد آن بوده است، سئوال شود انعکاسي از واقعيت حاصل مي گردد. در پژوهش معمولاً از هر دو نوع داده ها استفاده مي شود. به همين دليل در تجزيه و تحليل و سپس تفسير داده هاي کسب شده نمي توان با قاطعيت اذعان داشت که داده هاي به دست آمده چيزي يا امري را ثابت مي کند. بلکه مي توان گفت: «داده هاي به دست آمده چنين نشان مي دهند»، «اين طور به نظر مي رسد»، «امکان دارد»، «پيشنهاد مي کند»، «مي توان حدس زد و احتمال داد که»... و غيره.
براي اينکه پژوهشگر بتواند داده هاي پژوهش را تجزيه و تحليل و سپس تفسير کند، بايد از روشهاي آماري استفاده نمايد. لذا، پژوهشگر براي انتخاب روش آماري مناسب، جهت تجزيه و تحليل داده هاي جمع آوري شده، لازم است:
اولاً، شناخت کافي از داده هاي تحقيق اخير داشته باشد، يا به عبارت ديگر ويژگي هاي داده هاي خود را بداند.
ثانياً، از روش هاي آماري که در پژوهش هاي علوم انساني مورد استفاده قرار مي گيرند اطلاع کافي داشته باشد.
اين روش ها، اجمالاً دو نوع هستند؛ يکي آمار توصيفي و ديگري آمار استنباطي. آمار توصيفي شرايط موجود را توصيف مي کند. بدين ترتيب که محقق از طريق به دست آوردن فراواني، اندازه هاي گرايش به مرکز، شاخص هاي پراکندگي، رسم نمودار و غيره، متغيرهاي مورد مطالعه را توصيف مي کند. در حالي که، محقق با استفاده از روش هاي آمار استنباطي، عملکرد يا ارتباط بين دو يا چند متغير و يا رابطة علت و معلولي آنها را مورد بررسي قرار مي دهد و يا پيش بيني مي کند.
به عبارت ديگر، محقق به کمک آمار استنباطي، نه فقط به آنچه که هست پي ميبرد بلکه در مي يابد که در صورت تغيير يک متغير، در متغير ديگر چه اتفاقي خواهد افتاد. همچنين براساس داده هاي جمع آوري شده دربارة يک گروه کوچک، استنتاج ها و تعميم هايي دربارة گروه هاي مشابه و يا بزرگتر به عمل مي آورد.

12- محدوديت هاي پژوهش

در هر پژوهشي متغيرهاي ناخواسته و مزاحم ديگري نيز وجود دارند که نوعي از محدوديت ها را در پژوهش به وجود مي آورند؛ بدين معني که کنترل برخي از متغيرهاي ناخواسته و مزاحم در اختيار پژوهشگر نيست. لذا، اين متغيرها نيز بايد مشخص شوند و پژوهشگر آگاهي خود را از تأثير اين متغيرها بر نتايج تحقيق نشان دهد. اين متغيرها و چگونگي تأثير آنها بر نتايج پژوهش در قسمت «محدوديت هاي خارج از کنترل پژوهشگر» ذکر مي گردد.
بنابراين، ملاحظه مي گردد که محدوديت هاي هر موضوع پژوهش دو نوع (قابل کنترل و غير قابل کنترل) هستند و در قسمت محدوديت هاي موضوع پژوهش تحت دو عنوان جداگانه آورده مي شوند. بايد به خاطر داشت، همان گونه که براي نوشتن مسئله و موضوع، اهداف، فرضيه ها و سئوالهاي ويژة پژوهش، معيارهاي مشخصي وجود دارد، محدوديت هاي موضوع پژوهش نيز بايد به صورت مناسبي نوشته شوند. به عبارت ديگر، در نوشتن محدوديت ها نيز لازم است نکاتي مراعات شود. اين نکات عبارتند از:
1-محدوديت هاي پژوهشي بايد به صورت جمله هاي کامل نوشته شود.
2-محدوديت ها بايد به روشني و وضوح معلوم باشد.
3-لازم است مشخص شود که چرا و چگونه اين متغير بر نمونة پژوهش، گردآوري داده ها و يا نتايج يافته ها تأثير مي گذارد (در اينجا بسيار مناسب است که از نوشته هاي ديگران براي حمايت از گفته هاي خود استفاده کرد و جمله را به صورت مستند بيان نمود).
4- پژوهشگران بايد تا حد امکان و به طور منطقي متغيرهاي ناخواسته را تحت نظر بگيرند و يا آنها را کنترل کنند و به اصطلاح براي خود محدوديت قايل شوند. در صورتي که اين عمل، مسئله و موضوع پژوهش را به طور غيرمنطقي محدود کند و يا پژوهشگر نتواند يا نخواهد متغير ناخواسته و مزاحمي را کنترل کند، لازم است آن را در قسمت محدوديت هاي خارج از کنترل مرقوم دارد.
5-در مواردي که متغير ناخواسته به طور کامل قابل کنترل نباشد و تنها بتوان آنها را به طور نسبي کنترل کرد، نيز لازم است در قسمت «محدوديت هاي خارج از کنترل پژوهشگر» ذکر گردد. در اين حالت بايد قيد شود که اين متغير به طور نسبي قابل کنترل است و نيز اين کنترل نسبي چگونه اعمال مي شود.

13- تعريف واژه ها واصطلاحات

اگر به مسئله و موضوع پژوهش انتخابي خود دقت کنيد، متوجه خواهيد شد که مسئله و موضوع شما داراي تعدادي واژه و اصطلاح است. از آنجا که بسياري از واژه ها و اصطلاحات، معاني گوناگوني دارند، محقق در کاربرد آنها در تحقيق خود ناگزير به تعريف آنهاست. زيرا، ممکن است در بعضي موارد واژه يا اصطلاح ويژه اي مفهومي را به خواننده عرضه کند که اصولاً مورد توجه محقق نباشد، يا احتمالاً واژه و اصطلاح خاصي براي خواننده، بيگانه و نامفهوم باشد. بنابراين و با توجه به لزوم گويايي و ساده نويسي گزارشات تحقيقي، محقق موظف است:
اولاً،اين گونه واژه ها و اصطلاحات را در طرح تحقيق خود هم به لحاظ نظري[6] (تعريف مفهومي) و نيز از حيث عملي[7] (تعريف عملياتي) تعريف کند.
ثانياً، در حد امکان از واژ ها و اصطلاحات يکسان، در بيان هر قسمت از تحقيق استفاده نمايد تا در کلية مراحل تحقيق منظور او از به کار بردن واژه و اصطلاحي خاص براي خواننده مشخص و زوشن باشد.
ثالثاً، اگر در بيان اهداف، فرض ها يا سئوال هاي ويژه و نيز در ساير قسمت هاي تحقيق ناچار به استفاده از واژه ها و اصطلاحات جديدي است، تعريف آنها را نيز بايد در قسمت تعريف واژه ها و اصطلاحات بياورد.
هدف از تعريف نظري واژه ها و اصطلاحات آن است که پژوهشگر يک مفهوم و واژه را به وسيلة مفاهيم ديگر تعريف کند. اين تعريف يک استنباط ذهني و تجريدي از واژه هاست و بايد ريشه در نوشته ها و نظريه هاي موجود داشته باشد و به طور علمي بيان شود. بهترين روش آن است که وازه ها و اصطلاحات را براساس تعريفي که توسط صاحب نظران در هر رشته ارايه شده و به کار ميرود، تعريف نمود. براي برخي از واژه ها با توجه به اينکه در زندگي روزمره به کار مي روند و تقريباً معني آشکاري دارند، در مقالات و نوشته ها تعريف مشخصي موجود نيست؛ لذا در اين قبيل موارد مي توان از فرهنگ لغات براي تعريف آنها استفاده کرد. در حد امکان بايد تعريف نظري انتخاب شده (براي يک واژه يا اصطلاح) با کاربرد عملي آن در پژوهش مورد نظر ارتباط معني داري داشته باشد.
اما منظور از تعريف عملياتي واژه ها و اصطلاحات، آن است که محقق در اين تعريف به مشخص ساختن حدود يک متغير و تعيين حوزة عملياتي آن، تعيين معيارها و ملاک تجربي و عملي جهت اندازه گيري و سنجش آن متغير به طريقي که در پژوهش مورد نظر مد توجه محقق باشد، مبادرت مي کند. تعريف عملياتي بايستي به صورت دقيق و با کلمات ساده و واضح بيان شود، به طوري که معني آن براي همة خوانندگان يکسان باشد. به عبارت ديگر، تعريف عملي بايد طوري نوشته شود که همة جنبه هاي مربوط به آن واژه و اصطلاح را مشخص کند، به گونه اي که خوانندگان نتوانند برداشت هاي متفاوت از آن پيدا کنند.
به خاطر داشته باشيد که تعريف عملياتي واژه ها و اصطلاحات بايد براساس تعريف نظري آنها باشد. براي مثال، اگر مراد فراهم سازي تعاريف نظري و عملي براي واژة «رضايت شغلي» باشد. محقق بايد ابتدا آن را به صورت نظري تعريف کند تا مشخص شود، چه ذهنيتي از اين واژه دارد و سپس آن را به گونة عملياتي تعريف نمايد تا معلوم گردد در اين پژوهش خاص، منظور او از اين واژه چيست.

پرتال دانشگاهی کشور

http://unpmarketing.ir/red.php?uid=526

 

آيا ميدانيد دستگاه هاي اجرايي موظف به برگزاري حداقل ساعات آموزشي براي كاركنان خود مي باشند؟

آيا ميدانيد حداقل ساعات پیش بینی شده برای آموزش مدیران و کارکنان در دستگاهها باید به صورت متوسط منطبق با وضعیت زیربايد باشد

60ساعت = مجموع حداقل ساعات آموزش برای مدیران

40 ساعت= مجموع حداقل ساعات آموزش برای کارکنان

 حال شما كارمند عزيز چند ساعت دوره آموزشي را امسال طي نموده ايد؟ حق مسلم خود را از دستگاه اجرايي که در آن شاغل هستید طلب نماييد.

 

 

 

آموزش فارسی و تصویری ورد Word ۲۰۰۷

کار با Word جزو مهارت های هفت گانه ICDL یعنی گواهینامه بین المللی کاربری کامپیوتر بوده و با یادگیری این مهارت شما قادر خواهید بود نوشته های خود را به جای دستنویسی، با کامپیوتر بنویسید.
آموزش فارسی و تصویری ورد Word ۲۰۰۷
افکارنیوز: همانطور که می دانید، Microsoft Office Word قویترین نرم افزار تایپ در دنیاست که اکثر مراکز تایپ و کپی، مراکز تحقیقاتی، ‌سازمان ها و... جهت امور تایپی خود از آن استفاده می کنند. کار با Word جزو مهارت های هفت گانه ICDL یعنی گواهینامه بین المللی کاربری کامپیوتر بوده و با یادگیری این مهارت شما قادر خواهید بود نوشته های خود را به جای دستنویسی، با کامپیوتر بنویسید.

مطالب آموزشی شامل موارد زیر است :

شروع کار با ورد ۲۰۰۷
ساختن سند ، جایگزینی متن در سند ، مخفف کردن عبارات ، تصحیح خطا
تغییر ظاهر متن ، نمایش یک متن ، فرمت کردن متن در تایپ ورد ۲۰۰۷
تغییر شکل پاراگراف ، ساختن و اصلاح لیست ، تغییر شکل یک سند
استفاده از الگوها ، تغییر روش نمایش سند ، style ، ایجاد متن سر صفحه
ایجاد متن پا صفحه ، شماره گذاری صفحات ، استفاده از theme در ورد ۲۰۰۷
پیدا کردن معانی و مترادف کلمات ، تصحیح و پاک کردن سند ، چاپ اسناد
و دهها مطلب مورد نیاز دیگر

دریافت فایل برنامه (۱.۹۶ مگابایت)